مرد جوانی که سال قبل پس از سرقت مسلحانه ۷ میلیارد تومانی از خانه دوست صرافش وی را با شلیک گلوله زخمی کردهو موفق به فرار شده بود به دام افتاد. متهم در بازجوییها به سرقت مسلحانه اعتراف کرد جوان آنلاین: مرد جوانی که سال قبل پس از سرقت مسلحانه ۷ میلیارد تومانی از خانه دوست صرافش وی را با شلیک گلوله زخمی کردهو موفق به فرار شده بود به دام افتاد. متهم در بازجوییها به سرقت مسلحانه اعتراف کرد.
یکی از روزهای زمستان سال گذشته، آرامش ساکنان یک ساختمان مسکونی در شمال تهران با صدای مهیب شلیک گلوله شکسته شد. همسایهها که وحشتزده از خانههایشان بیرون دویده بودند، صدای ناله و فریاد کمک را از داخل یکی از آپارتمانها شنیدند. در خانه یکی از همسایهها باز و مرد صاحبخانه زخمی روی زمین افتاده بود.
یکی از ساکنان با دیدن این صحنه با اداره پلیس تماس گرفت و گفت: «لحظاتی قبل صدای شلیک تیر در ساختمان پیچید. وقتی همراه همسایهها از خانههایمان بیرون آمدیم، صدای ناله یکی از همسایهها از داخل خانهای که در آن باز بود به گوشمان رسید. به سرعت به داخل رفتیم و با پیکر خونین او که با شلیک گلوله زخمی شده بود مواجه شدیم و تصمیم گرفتیم با اورژانس و پلیس تماس بگیریم.»
انتقال مرد زخمی به بیمارستان
با اعلام این خبر، بلافاصله تیمی از مأموران پلیس در محل حاضر شدند. آنها مشاهده کردند عوامل اورژانس در حال انتقال مرد زخمی که از ناحیه پا مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود به بیمارستان هستند.
بررسیهای اولیه حکایت از آن داشت مرد زخمی صراف است و لحظاتی قبل هنگام ورود به خانهاش در درگیری با سارق مسلح زخمی شده است. سارق نیز با تهدید اسلحه موفق به فرار شده بود.
افشای هویت سارق توسط شاکی
تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت تا اینکه شاکی پس از بهبودی نسبی از بیمارستان مرخص شد. او در حالی که هنوز از ناحیه پا زخمی بود، به مأموران گفت: «من صراف هستم و دلار خرید و فروش میکنم. روز حادثه بیرون بودم. وقتی وارد خانه شدم، با مرد نقابدار مسلحی روبهرو شدم. او مرا تهدید کرد و گفت هر چقدر دلار دارم به او بدهم.»
شاکی ادامه داد: «مرد مسلح خبر داشت که دلارهایم را کجا نگهداری میکنم. همان لحظه او را شناختم. سارق مسلح یکی از دوستانم به نام بهزاد بود که قبلاً در کار خرید و فروش دلار با هم کار میکردیم. او بستههای دلار را که ۷ میلیارد تومان ارزش داشت، برداشت. وقتی جلوی او را گرفتم، با کلت کمری به پایم شلیک کرد. آه و نالهام به آسمان بلند شد که همسایهها به کمکم آمدند.»
دوربینها همدست سارق را ثبت کردند
با ثبت این شکایت، کارآگاهان پلیس آگاهی تحقیقات خود را برای شناسایی سارق مسلح آغاز کردند. در نخستین گام، مأموران دوربینهای مداربسته را بازبینی کردند.
تصاویر دوربینها نشان میداد سارق مسلح لحظاتی قبل از حادثه از یک دستگاه موتورسیکلت در نزدیکی خانه شاکی پیاده میشود. در حالی که راننده موتورسیکلت روی موتور نشسته بود، سارق وارد ساختمان مسکونی شد. دقایقی بعد، او در حالی که یک کیف دستی همراه داشت، سراسیمه از آپارتمان خارج و سوار ترک موتورسیکلت شد و از محل متواری شدند.
دستگیری همدست
مأموران در بررسیهای فنی، صاحب موتورسیکلت را به نام «حامد» شناسایی کردند و مشخص شد وی همسایه بهزاد است. بدین ترتیب، بهزاد و حامد تحت تعقیب قرار گرفتند. مأموران موفق شدند حامد را بازداشت کنند، اما متوجه شدند بهزاد به مکان نامعلومی گریخته است.
حامد در بازجوییها ادعا کرد از سرقت مسلحانه خبر نداشته است. او گفت: «بهزاد دوست و همسایه من بود. روز حادثه از من خواست او را به خانه یکی از دوستانش برسانم. بهزاد گفت از دوستش طلب دارد و میخواهد طلبش را بگیرد. وقتی از خانه بیرون آمد، وحشتزده بود و گفت با دوستش درگیر شده است. بعد از آن دیگر خبری از او ندارم.»
فرارهای مکرر و دستگیری نهایی
تحقیقات برای دستگیری سارق مسلح ادامه داشت، اما هر بار که مأموران به مخفیگاه او نزدیک میشدند، متهم باخبر میشد و از محل فرار میکرد. کارآگاهان پلیس آگاهی، اما دستبردار نبودند.
چندی قبل، مأموران مخفیگاه متهم را در یکی از شهرهای اطراف تهران شناسایی کردند و در عملیاتی غافلگیرانه، بهزاد را بازداشت و به اداره پلیس منتقل کردند.
اعتراف به سرقت با کلید یدکی
متهم در بازجوییها به سرقت ۷ میلیارد تومانی از خانه دوستش اعتراف کرد. او در تشریح ماجرا گفت: «چند سال قبل وارد کار خرید و فروش دلار و ارزهای خارجی شدم. شاکی هم دلار خرید و فروش میکرد. چند باری با او معامله کردم و همین موضوع سبب آشنایی ما شد. با هم دوست شدیم و همکاری میکردیم. از طرفی من به خانه او رفت و آمد داشتم و او تنها زندگی میکرد.»
وی ادامه داد: «مدتی قبل در جریان خرید و فروش دلار با هم اختلاف پیدا کردیم. از طرفی خبر داشتم همیشه مقدار زیادی پول خارجی در خانهاش نگهداری میکند. اختلاف ما حل نشد و من وسوسه شدم به خانهاش دستبرد بزنم و دلارهایش را سرقت کنم. ابتدا مخفیانه از روی کلید خانهاش یدکی ساختم و تصمیم گرفتم نقشهام را عملی کنم.»
نقشهای که لو رفت
متهم افزود: هر بار مشکلی پیش میآمد. یک روز میهمان داشت، روز دیگر خودش در خانه بود. تا اینکه روز حادثه متوجه شدم برای انجام کاری بیرون از خانه است. از دوستم خواستم مرا با موتورش به خانه دوستم برساند. همه چیز طبق نقشه پیش رفت، اما حین سرقت با صاحبخانه روبهرو شدم، به همین خاطر مجبور شدم او را با شلیک گلوله زخمی کنم تا بتوانم فرار کنم.